در مورخه : دوشنبه، 27 تير ماه، 1390 موضوع : اجتماعی,اخبار روز
جدایی خواهرم از شوهرش ضربه روحی بسیار سنگینی برای خانواده ام بود و این مسئله پدر و مادرم را دچار افسردگی شدیدی کرد. در آن شرایط من تصمیم گرفتم ازدواج کنم تا شاید تغییری در زندگی مان به وجود بیاید و خودم نیز از تنهایی در بیایم اما افسوس که با این تصمیم عجولانه نه تنها شرایط خانه بهتر نشد بلکه سرنوشتم را خراب کردم و در منجلاب فساد و اعتیاد غوطه ور شدم.
مرد جوان در مرکز مشاوره پلیس خراسان رضوی افزود: یک روز که مادرم را دکتر برده بودم در اتاق انتظار مطب با دختر خانمی آشنا شدم که همراه خاله اش به آنجا آمده بودند.
من پس از گفتگویی کوتاه شماره تلفن آن خانم را گرفتم و از آن روز به بعد ارتباط تلفنی ما برقرار شد. متأسفانه با وجود آن که هیچ شناختی نسبت به شهلا و خانواده اش نداشتم خیلی زود به او وابسته شدم و از پدر و مادرم خواستم به خواستگاری اش بروند. خانواده ام با شنیدن این پیشنهاد خوشحال شدند و پس از برگزاری مراسم خواستگاری، من و شهلا با هم ازدواج کردیم. ولی افسوس که در مدت کوتاهی متوجه شدم همسرم به مواد مخدر اعتیاد دارد.
_MORE