loader
home share mail fov


رسیدن

در هنگام اُرگاسم در مغز چه اتفاقی می‌افتد؟

در مورخه : چهارشنبه، 5 بهمن ماه، 1390 موضوع : پزشکی و سلامت,سلامتی

 

با اینکه دلایل انجام رابطه‌ جنسی به شکل‌های مختلف متفاوت و پیچیده هستند اما هدف معمولاً رسیدن به ارگاسم است. ازآنجاکه ما آدمها متفاوت هستیم، دستیابی به یک توصیف عمومی از ارگاسم غیرممکن است. چیزی که اکثر افراد در آن توافق دارند این است که ارگاسم تجربه‌ای عمیقاً و شدیداً لذت‌بخش است....

 



 _MORE

پشت پرده به بن‌بست رسیدن قهوه تلخ (تمام حاشیه و شایعات)

در مورخه : چهارشنبه، 26 بهمن ماه، 1390 موضوع : موسیقی و سینما,اخبار

از همان اول کار، وقتی مدیری سر قیمت فروش کارش با تلویزیون کنار نیامد و تصمیم گرفت سریالش را در سیستم توزیع سوپرمارکتی پخش کند، حاشیه‌های قهوه تلخ کلید خورد؛ یعنی …
«گروه تولید قهوه تلخ،‌ پخش شده‌اند. جمع کردن دوباره‌ گروه‌، کارخیلی سختی است»، «احتمالا خبر توقف سریال صحت دارد»، «مهران مدیری افسرده شده و شاید کار را ادامه ندهد»، « این سریال پروانه پخش ندارد»، «ساخت ادامه قهوه تلخ منتفی است». گفته‌های عوامل سریال و مسئولان وزارت ارشاد در این چند‌روز، چیزهایی شبیه به این است؛ حرف‌هایی که نشان می‌دهد سریال قهوه تلخ زودتر از موعد یخ کرده و از دهان افتاده؛ سریالی که شروعی داغ و طوفانی در تابستان ۸۹ داشت، حالا در زمستان ۹۰ پایانی سرد و تلخ دارد. چرا قهوه تلخ به چنین پایانی رسید؟«ما بعد از یک ماه برمی‌گردیم تا انرژی و فضای تازه‌ای را به سریال تزریق کنیم.» مهران مدیری تقریبا با چنین  استدلالی یک هفته قبل از آغاز رمضان، وقفه در قهوه تلخ را کلید زد؛ وقفه‌ای که از موارد قبلی طولانی‌تر شد و با توجه به افت محسوس فروش نسخه‌های آخر، قابل پیش‌بینی بود. بدین ترتیب مخاطبان پرو‌پا قرص قهوه تلخ با شنیدن حرف‌های مدیری، سری ۲۵ سریال را داخل دی‌وی‌دی‌پلیرها گذاشتند، سه قسمت ۷۳ تا ۷۵ را دیدند و آن‌‌وقت به‌استقبال سریال‌های «پر روح» رمضان رفتند.

بی‌قهوه روی پل
نهم شهریور، ما‌ه رمضان تمام شد اما خبری از قهوه تلخ نشد. درست یک ماه بعد، وزارت ارشاد خبر داد که سازندگان سریال باید برای سری جدید مجوز‌ بگیرند. بدقولی قهوه تلخی‌ها البته چیز تازه‌ای نبود. قبل از این هم حداقل دو بار در زمان سری چهارم و سری یازدهم چند روزی در توزیع سریال وقفه افتاده بود. اما این بار پای دو ماه وقفه در میان بود. نیمه مهر، پخش تصاویر بازیگران قهوه تلخ در ایستگاه متروی قیطریه تهران بمب خبری رسانه‌ها شد. فیلم‌برداری سری تازه شروع شده بود. یوسف صیادی، سپند امیرسلیمانی، سعید امیرسلیمانی، رامین ناصرنصیر، آرش نوذری، ‌مه‌لقا باقری و لادن سلیمانی به‌گروه اضافه شدند.
عوامل، لوکیشن «کاخ جهانگیرخان دولو» در «باغ برره» (واقع در خیابان بوسنی) را ترک کرده و به لوکیشنی در جمال‌آباد رفته بودند که تا چند ماه قبل سازندگان «ساختمان پزشکان» در آن فیلم‌برداری داشتند. لوکیشنی با سه آپارتمان که قرار بود میزبان آدم‌های تاریخی در تهران امروز باشد و شش‌ماهی برای ساخت آن، وقت و هزینه صرف شده بود. با این اخبار و حواشی، وقفه قهوه تلخ وارد سومین ماهش شد. در نیمه آذر خبر توقف فیلم‌برداری برای گرفتن مجوز تبلیغات و توزیع و نشر آن رسید. شنیده شد که در این مدت، حدود سه فصل از سریال فیلم‌برداری شده. مدیری هم به‌طرز غیرمنتظره‌ای سر از فیلم «پل چوبی» مهدی کرم‌پور درآورد.

قاچاق، با کیفیت آینه
«نسخه قاچاق قهوه تلخ هم رسید». درست یک ماه قبل، سر‌و‌کله تیراژ بالایی از دی‌وی‌دی‌های سری ۲۶ پیدا شد؛ آن هم با قیمت ۲۰۰۰ تومان یعنی ۵۰۰ تومان ارزان‌تر از نسخه‌های قبلی. با وجود درخواست‌های مدیری برای نخریدن این نسخه، دی‌وی‌دی‌های غیرقانونی راه ورود به پلیرها را خیلی سریع پیدا کردند. کیفیت بالا، تبلیغات متنوع (حتی تبلیغ جشنواره پاییزه سامسونگ) و از همه چشمگیرتر پروانه نمایش اول آن، نشان می‌داد که هر کس این کار را کرده، خیلی خوب کارش را بلد بوده. مسئولان وزارت ارشاد اعلام کردند که ماجرا را پیگیری می‌کنند اما این اتفاق عملا تیر خلاص به قهوه تلخ بود.

هیچ‌وقت این‌طوری نبود
بازار شایعات درباره سریال از سه سو داغ شد: از یک طرف شنیده می‌شد که برادران آقا‌گلیان بیشتر از سه ماه است که به‌عوامل دستمزد نداده‌اند و آنها راهی جز ترک پروژه نداشته‌اند. سحر زکریا این مسئله را تایید می‌کند: «مشکلات مالی باعث متوقف شدن کار شده وگرنه بچه‌ها اصلا کنار نرفتند. اولش، یعنی دو سه ماه پیش به ما گفته شد که کار متوقف شده و دیگر سر کار نرفتیم. یک ماه پیش هم گفتند که دیگر نیایید.» زکریا البته اطلاعات بیشتری ندارد، یا حداقل علاقه‌ای به گفتن‌شان ندارد! سعید پیردوست کمی صریح‌تر حرف می‌زند. او اواخر خرداد آخرین حقوقش را از تهیه‌کننده گرفته و چون قرار بوده شخصیت‌ها به زمان حال بیایند از آن به بعد دیگر در مجموعه بازی نداشته.
پیردوست که سابقه طولانی همکاری با برادران آقا‌گلیان را دارد، این وضع را بی‌سابقه می‌داند: «قرارداد بچه‌ها سر قضیه مالی فسخ شد. من خودم [با گذشت شش هفت ماه از آخرین دریافتی] هنوز با پروژه تسویه حساب کامل نکرده‌ام. ۱۲‌سال است که با اینها کار می‌کنم؛ بالا و پایین داشته‌اند ولی هیچ‌وقت در این شرایط قرار نمی‌گرفتند!» او معتقد است، مشکل اصلی به تهیه‌کننده برمی‌گردد: «اصولا اشکال کار در این است که تهیه‌کننده‌ها به‌شرایطی که دارند قانع نیستند. اگر به قراردادهای بچه‌ها پایبند بودند و اول آنها را تسویه می‌کردند و بعد می‌رفتند سراغ کار دیگری، به این مشکلات برنمی‌خوردند.»

پایان ناخوش
این از طرف اول! اما از طرف دیگر، شنیده شده چون این پروژه مثل «قلب یخی» قرارداد فصل‌به‌فصل مشخصی نداشته، به مرور مدیری، بازیگران و دیگر عوامل دستمزد خود را بالا برده و تهیه‌کننده را عاصی کرده‌اند. طرف سوم هم، ماجرای پیگیری سفت و سخت وزارت ارشاد و دستگاه قضایی بود که به پخش قاچاق سریال مشکوک شده بودند. این وسط دست آنهایی که برای قرعه‌کشی سه واحد آپارتمانی، با هزار امید و آرزو دی‌وی‌دی‌های قهوه تلخ را خریده بودند در حنا ماند. به‌این ترتیب دومین و البته مهم‌ترین سریال ویژه شبکه نمایش خانگی- که ظرف کمتر از یک‌سال ۲۵ سری رسمی آن به بازار آمد و خریداران برای هر مجموعه کاملش ۶۲۵۰۰ تومان خرج کردند- بدون پایان خوش تمام شد و در شرایطی که قرار بود در ۱۲۰ قسمت به‌صورت ۴۰ بسته ۳ تایی عرضه شود، در نیمه راه از دهان افتاد.

مگر می‌شود سود نکرده باشند؟!
ظاهرا طلبکاری عوامل قهوه تلخ از تهیه‌کنندگان– که کمترین رقمش هم مبلغ کوچکی نیست– آنها را خیلی محافظه‌کار کرده و باعث شده حاضر نباشند به این راحتی‌ها صحبت کنند و حقیقت ماجرا را بگویند. آنچه در ادامه می‌خوانید، حرف‌‌های یکی از عوامل سریال است که به‌خاطر نگرانی از وصول نشدن طلبش، نمی‌خواهد نامش فاش شود: «نزدیک یک ماه است که کار تعطیل شده. دقیق معلوم نیست که تا کی تعطیل می‌ماند ولی چیزی که مشخص و قطعی است این است که این‌ طرف سال وضع همچنان همین است. عوامل و بازیگران به‌شدت از این آقایان طلبکارند. حرف چند ماه طلبکاری ا‌ست! تا این تسویه نشود، دیگر کسی سر کار برنمی‌گردد.
متاسفانه دوستان قدر بازیگران را نمی‌دانند و بسیار هم بد برخورد می‌کنند. به ما گفتند که پول دستشان نیست و مجوز هم نیامده. وقتی هم که پول دستشان نیست، نمی‌توانند پول ما را بدهند و کار ادامه پیدا نمی‌کند. می‌گویند سود نکرده‌اند ولی طبق آمارهایی که موجود است، مگر می‌شود سود نکرده باشند؟! حتی می‌گویند ضرر هم کرده‌اند! ما نمی‌دانیم این ضرر از کجا می‌آید!
بعضی بازیگرهای سریال بیش از چهار برابر دیگران پول می‌گرفتند و ممکن نیست از پولشان گذشته باشند. تهیه‌کننده‌ها از یک‌ماه‌ مانده به توقف کار، دیگر سر لوکیشن نمی‌آمدند و باید با التماس آنها را می‌آوردیم. مهران مدیری هم افسرده شده. هم پولش را نداده‌اند، هم بد‌و‌بیراه مردم را می‌شنود، هم مجوزش‌ صادر نشده و…. خب همه اینها باعث افسردگی می‌شود دیگر! قراردادهایی که تمام عوامل برای این کار بستند، جزو‌ کمترین قراردادهای زندگی‌شان است چون کار را دوست داشتند. همه یک‌سوم آنچه را که باید می‌گرفتند، گرفته‌اند. حتی امسال و پارسال هم مثل دو سال قبل با تیم قرارداد بسته شد؛ بدون اضافه شدن حقوق.»

یک فنجان ناکام
از همان اول کار، وقتی مدیری سر قیمت فروش کارش با تلویزیون کنار نیامد و تصمیم گرفت سریالش را در سیستم توزیع سوپرمارکتی پخش کند، حاشیه‌های قهوه تلخ کلید خورد؛ یعنی کمی قبل از آغاز فیلم‌برداری! بعد از آن، هر‌چند‌وقت یک‌بار حرف‌و‌حدیث‌های مختلفی از پشت صحنه سریال اینجا و آنجا به‌گوش می‌رسید. این حرف‌ها را عوامل نفوذی همشهری جوان از اطراف و اکناف شنیده‌ و جمع‌ کرده‌اند و خب هیچ‌کدامشان طوری نبوده که گویندگان حاضر باشند مسئولیتش را با هویت مشخص به‌عهده بگیرند. ما هم که منتشرشان کنیم، از صحت و سقم‌شان مطمئن نیستیم. به‌قول قدیمی «بر‌عهده راوی!»  یکی از مهم‌ترینِ این حرف‌و‌حدیث‌ها به‌دستمزد بازیگران مربوط می‌شود؛ اینکه خانم‌های بازیگر چشم‌و‌همچشمی بیش‌ از اندازه‌ای برای دستمزدشان داشتند و مدام با هم در حال رقابت و البته چانه‌زنی بودند.
دستمزد بازیگران ذکور البته ظاهرا آنقدرها جای چشم‌و‌همچشمی نداشته. به‌طور واضح و مبرهنی انگار معلوم بوده اجرت کسی که زحمت خوردن قهوه به‌آن تلخی را بر خودش هموار می‌کند، با کسی که سبیل‌های از بناگوش در‌رفته‌ای دارد و مدام سرش را تکان می‌دهد، باید تفاوت‌ فاحشی داشته باشد. طرفین هم با دل‌خوش و خرم این اختلاف را پذیرفته و به آن گردن نهاده بودند.
کلاغ‌های خبرچین این‌طور روایت می‌کنند که جناب کارگردان برای خودش امپراتوری‌ای به‌راه انداخته و یکی از اتاق‌های ساختمان محل فیلم‌برداری با کلیه امکانات رفاهی برای استراحت آن جناب در نظر گرفته شده بود و احد‌الناسی هم اذن دخول به آن محفل خصوصی را نداشته.
بریز و بپاش‌های تهیه‌کننده‌ها در کنار جناب کارگردان هم یکی دیگر از آن شایعه‌هاست؛ اینکه الطاف ملوکانه‌ای داشتند و هر از چندی به تعدادی از عوامل- که لابد جزو خواص بوده‌اند- گوشی موبایل چند میلیونی یا لپ‌تاپ هدیه می‌دادند.
جدای از اینها، لیستی از مطالبات تسویه‌نشده- از بدهی‌ چند‌ده‌ میلیونی‌ به آشپز گرفته تا انواع و اقسام چک‌های پاس نشده اخوان تهیه‌کننده(!)-یکی دیگر از دلایل به زمین گرم خوردن لیوان قهوه از طرف نفوذی‌های پشت صحنه ذکر شده.



 _MORE

موانع رسیدن به یک رابطه صمیمانه در زندگی مشترک

در مورخه : جمعه، 5 اسفند ماه، 1390 موضوع : روانشناسی,راه های موفقیت

موانع رسیدن به یک رابطه صمیمانه در زندگی مشترک را بشناسید

کلابیها: شاید از واژه صمیمیت به جز محبت و همدلی معنای دیگری به ذهن متبادر نشود و حتی معنای آن بدیهی به نظر برسد؛ اما این واژه در روان شناسی مفهومی بسیار پیچیده دارد. روان شناسان صمیمیت را که حاصل بلوغ اجتماعی، عاطفی و روانی فرد است، تبادل احساس ها و خواسته های اصیل شخص معنا کرده اند. در یک رابطه صمیمانه هیچ گونه پیام پنهانی وجود ندارد و ۲ فرد بالغ مسئولیت کارها و رفتارهای خویش را برعهده می گیرند. افراد به خوبی تعهدات و قراردادهای بین یکدیگر را درک کرده و مسئولانه رفتار می کنند. پیامد صمیمیت همواره سازنده است. اگر بپذیریم که صمیمیت یکی از اصلی ترین مهارت هایی است که همسران جوان در زندگی مشترک باید به آن دست یابند، بهتر است گره های صمیمیت یا آنچه را مانع از ایجاد صمیمیت می شود ذکر کنیم. با خواندن این مطلب می توان موانع رسیدن به یک رابطه صمیمانه در زندگی مشترک را شناخت و آن را برطرف کرد.

صمیمیت و زندگی مشترک
زمانی که زوج ها زندگی مشترک خود را آغاز می کنند از یکدیگر انتظار صمیمیت و محبت دارند. در این میان صداقت و صراحت از جمله مولفه هایی است که می توان با کمک آن پایه های اصلی زندگی مشترک را به درستی بنا کرد. گاه در این مسیر اتفاقاتی می افتد که ایجاد صمیمیت را به تاخیر می اندازد. از آن جا که هر فردی با یک سری عقیده ها و پیش فرض هایی وارد رابطه مشترک می شود، طبیعی است که ابتدا باید سعی کند این پیش فرض ها را تغییر دهد و اصلاح کند.

حدس زدن نیازها، توقعی نابجا
یکی از اصلی ترین این گره ها یا موانع این باور نادرست است که همسر من به طور خودکار باید آنچه من می خواهم، بداند و از آن جا که کاری که من دوست دارم، انجام نمی دهد پس علاقه ای به من ندارد.این باور نادرست ریشه در دوران کودکی دارد. از آن جا که مادر همواره با حدس زدن، نیازهای کودک را تشخیص می دهد و آن ها را برآورده می کند. یک فرد بالغ هم از همسرش توقع دارد همانند مادرش نیازها و خواسته های او را حدس بزند غافل از این که در یک رابطه مشترک فرد باید زمینه آشنایی همسر با علاقه مندی ها و خواسته های خود را فراهم کند و هیچ همسری به طور خودکار نمی تواند نیازهای طرف مقابل را حدس بزند. بنابراین همسران باید یاد بگیرند نیازهای خود را به زبان آورند و آن را بخواهند. این کار نیاز به تمرین و تکرار دارد و همسرانی که در مهارت گفت و گو و صداقت احساسی مشکل دارند، بیشتر در رفع این مشکل به دردسر می افتند.

بیان نیاز، کم رنگ شدن ارزش آن نیست
این کارشناس ارشد روان شناسی بالینی درباره گره بعدی می گوید: باور نادرست بعدی بر این اساس است که « اگر نیازم را بیان کنم و سپس همسرم آن را اجابت کند، آن کار بی ارزش است، چون پس از ابراز نیاز من انجام شده است. » به عبارت دیگر حدس زدن نیاز ارزش بالاتری از بیان خواسته دارد و اگر همسری نتواند درست حدس بزند، کفایت همسرداری اش زیر سوال می رود. در چنین شرایطی فرد در واقع ناتوانی خود را در برقراری ارتباط مخفی می کند و انتظارات غیر واقع بینانه ای از همسرش دارد. فراموش نکنید وقتی زوجی در مهارت گفت وگو با یکدیگر مشکل دارند، باید منتظر مشکلات بعدی باشند. در اولین قدم فرد باید بداند کاری که همسرش انجام می دهد فارغ از این که ابراز نیاز شده باشد یا نشده باشد، قابل قدردانی و ستایش است. بنابراین کارهایی که طرفین برای هم انجام می دهند باید مورد تحسین قرار بگیرد. قدردانی، تایید و ارج نهادن به رفتار طرف مقابل، بازخورد مثبتی برای خود فرد در برخواهد داشت.

ابراز نیاز همسران، نشانه ضعف نیست
از سوی دیگر برخی افراد تصور می کنند اگر به همسرشان نزدیک شوند، یعنی به وی نیاز دارند بنابراین همواره از وی فاصله می گیرند. ابراز نیاز از سوی این افراد نشانه ضعف است و فرد همواره از ابراز خواسته اش سرباز می زند. این درحالی است که نیاز به استقلال و وابستگی در افراد وجود دارد و افراد باید بتوانند بین استقلال و وابستگی به اطرافیان تعادل ایجاد کنند. ابراز نیاز به همسر و درخواست کمک از وی منافاتی با استقلال شخصیت ندارد به شرطی که تعادل در آن حفظ شود. فرد با درک این نکته و با تمرین و تکرار می آموزد می توان با محبت بود اما ضعف نشان نداد و یا قوی بود اما سنگدل نبود.

از واکنش همسرتان نترسید
ترس از واکنش همسر در بیان احساس هم یکی دیگر از مهم ترین گره های صمیمیت است. برخی از ترس قطع ناگهانی گفت وگو، مخالفت، پند و اندرز، قضاوت یا نادیده گرفتن احساس خود توسط همسر از بیان احساس خود پرهیز می کنند.

اعتماد به نفس داشته باشید
وی با اشاره به این که مشکل دسته بزرگی از این افراد در برقراری ارتباط ، نداشتن اعتماد به نفس است، توضیح می دهد: در روابطی که همسران احساس امنیت نداشته باشند، بیشتر این مشکل به چشم می خورد. ساده ترین راهکار این است که به طور مستقیم از طرف مقابل بخواهیم بدون قضاوت به بیان احساس ما گوش کند اما نکته این جاست که برخی افراد از بیان همین مطلب و بازخورد آن می هراسند و در نتیجه هیچ گاه نمی توانند احساس خود را ابراز کنند.

از اختلاف نظر نهراسید
از سوی دیگر برخی افراد تصور می کنند اگر در مسئله ای با همسر خود اختلاف نظر دارند به این معناست که یکی از آنها اشتباه می کند. بنابراین از آن جا که نمی خواهند بازنده باشند، تمام تلاش خود را به کار می گیرند که به همسر خود بقبولانند که او اشتباه می کند. این درحالی است که این باور نادرست است زیرا ممکن است اختلاف نظر لزوما به معنای قضاوت اشتباه یکی از طرفین نباشد و هر دو طرف محق باشند. اختلاف نظر در زندگی مشترک امری کاملا طبیعی است و مسیر رشد و تکامل شخصیت دو طرف را فراهم می کند. بنابراین از تعارضات و اختلاف نظرها می توان برای شناخت بیشتر یکدیگر و افزایش مهارت های حل مسئله استفاده کرد. باور نادرست دیگری هم بین برخی از زوج ها وجود دارد مبنی بر این که پرسش درباره احساس یا نظر همسر و دخالت در این باره سوء تفاهم به وجود می آورد و به هر حال حرف نزدن بهتر از گفت وگو کردن است. زوجی که با چنین پیش فرض های ذهنی وارد رابطه مشترک می شوند به سرعت فضای زندگی را سرد و خاموش می کنند و در طول زمان اعتماد به یکدیگر را از دست می دهند.اعتماد در زندگی مشترک به مثابه خون در بدن است و باید در تمام ابعاد و زوایای زندگی جریان داشته باشد. بزرگ ترین لطمه ای که این افراد از قطع گفت وگو با یکدیگر می خورند، مواجه شدن با طلاق عاطفی است.

مهارت گفت وگو را بیاموزید
یادگیری مهارت گفت و گو برای این دسته از افراد ، اولین گام است. در دسترس بودن و پاسخگو بودن یک اصل اساسی است و تا زمانی که افراد به بینش کافی درباره اهمیت گفت وگو کردن نرسیده باشند، نمی توانند مقدمات آن را فراهم کنند. از طرف دیگر برای ادامه گفت وگوی سالم و سازنده با همسر باید پاسخ گویی با انگیزه انجام شود. اگر پاسخ از روی ترس، اجبار و ترس از قضاوت باشد، ادامه گفت وگوها سازنده و موثر نخواهد بود و قطع خواهد شد. هنربخش ادامه می دهد: برخی از زوج ها به اشتباه صمیمیت را معنا و « من » را « ما » فرض می کنند. همسری را تصور کنید که دوست دارد هر روز به خانه والدینش سربزند. او این انتخاب را بدون سوال کردن از همسر، انتخاب « ما » عنوان می کند و این کار را انجام می دهد. در صورتی که ممکن است خواسته همسر مطابق با خواسته وی نباشد.



 _MORE