loader
home share mail fov


کلابیها متفاوت: موسیقی و سینما

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

post

با تکذیب قهر محمدرضا گلزار و جدایی امین حیایی، سری سوم مجموعه «ساخت ایران» در شبکه نمایش خانگی عرضه می شود. پس از انتشار قسمت های یک تا چهار این مجموعه حواشی و شایعاتی مبنی بر جدایی امین حیایی، پناهندگی وی و قهر گلزار دامنگیر مجموعه جدید شد که با پخش سری جدید به تمامی شایعات خاتمه داده خواهد شد. همچنین برای روشن تر شدن اذهان عمومی، اواسط اردیبهشت هنگام برگشت عوامل برای استراحت به تهران، نشست رسانه ای با حضور عوامل سریال ترتیب داده خواهد شد.

شایان ذکر است سری اول و دوم این مجموعه پیش از سال جدید عرضه شد و در سال جدید نیز به صورت هفتگی «ساخت ایران» در اختیار علاقه مندان قرار خواهد گرفت.

مجموعه ساخت ایران به کارگردانی «محمدحسین لطیفی» و با بازی امین حیایی، فرهاد اصلانی، محمدرضا گلزار، گوهر خیراندیش و بهاره رهنما در کشورهای ایران، لبنان و فرانسه فیلمبرداری شده است.

 

   برای خواندن ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 tarikh  چهارشنبه، 30 فروردين ماه، 1391 | modiran   نويسنده: mostafa | amar   بازديد: 6 |

post

کلابیها: ایرانمنش به دلیل تشدید عوارض شیمیایی در وضعیت بحرانی بسر می برد و زمان مرخص شدن او مشخص نیست.

رضا ایرانمنش، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون گفت: به علت تشدید عوارض شیمیایی و رفتن در کما اکنون در بخش ای سی یو بیمارستان آتیه بسر می برم.

وی افزود: من در وضعیت بحرانی بسر می برم و برای درمان مرا در حالت کما قرار می دهند.
ایرانمنش به باشگاه خبرنگاران گفت: از مردم می خواهم برایم دعا کنند.

   برای خواندن ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 tarikh  شنبه، 26 فروردين ماه، 1391 | modiran   نويسنده: mostafa | amar   بازديد: 8 |

post

خیابان کریمخان به سمت حافظ شمالی را که پیاده بروی کمی بالاتر آپارتمانی است که در طبقه سوم آن دوست داشتنی ترین مادربزرگ سینمای ایران زندگی می کند. ما هم عید دیدنی مان را قبل از عید انجام دادیم تا در این ایام مزاحمشان نشویم و هم از حال روزشان برای خوانندگان تماشا بگوییم.

به گزارش کلابیها  ، فضای خانه اش آن قدر گرم و صمیمی است که هربار به دیدنش می روم احساس می کنم بستگان نزدیکم را ملاقات می کنم. لبخندش همیشگی است، انگار روی صورتش حک شده. اما دو سالی هست که بعد از فوت همسرش چشمانش چیز دیگری می گویند. هربار که صحبتمان به مرحوم اسماعیل ریاحی کشیده می شود حلقه اشک چشمان او را از ادامه صحبت باز می دارد. اتاق پذیرایی اش پر است از پرتره ها و عکس های زیبای خودش به همراه جوایز و افتخارات سینمایی و تابلویی که با همسرش انداخته است. هر گوشه از اتاق که نشسته باشد نگاهش به سمت همان تابلو می چرخد.
 


فقط چند ماه تا گینس مانده بود

از بین همه اسباب و لوازم منزل تنها تعلق خاطرش به همان عکس دو نفره با همسرش است. دکتر منوچهر ریاحی (پسرش) می گوید: «قرار بود امسال هفتادمین سالگرد ازدواجشان را جشن بگیریم و نامشان را در کتاب گینس به عنوان هنرمندانی که رکورد بیشترین عمر زندگی مشترکشان را با هم بودند ثبت کنیم. این رکورد به نام پل نیومن ثبت شده و ما می خواستیم نام شهلا و اسماعیل ریاحی را جای آن بنشانیم اما پدر ما را خیلی زود تنها گذاشت».

وارد اتاق پذیرایی که می شوم اولین چیزی که توجهم را جلب می کند تابلوی بزرگی است که عرض دیوار را پوشانده و تمامی عکس های خانم شهلا را در خود جای داده است. این تابلو را عروسش که البته خواهرزاده خانم شهلا ریاحی هم هست طراحی کرده و جالب اینکه وقتی به عکس ها دقیق می شوم هرکدام نمادی از جالب ترین و خاطره انگیزترنی صحنه های هنری و خصوصی زندگی این هنرمند است. در گوشه ای از این تابلو عکسی مربوط به دوران جوانی زوج ریاحی است که خانم شهلا با کت و شلواری مردانه و همسرش با لباسی که به نظر زنانه می آید پشت سرش ایستاده است. باقی عکس ها هم هرکدام ثبت خاطراتی است که هرکدام اندازه یک کتاب قصه است.
 


خاطرات ایران را بیشتر دوست دارد

وقتی از حال و هوای این روزهای خانم شهلا می پرسم پسرش می گوید: «بهترین دوست مادر، خانم نادره خیرآبادی بود. آنها هر روز تلفنی هم که شده جویای احوال هم می شوند. بعد از فوت ایشان، چون دیگر فعالیتی هم در سینما و تلویزیون نداشتند، ارتباطشان با اهالی سینما قطع شد. این روزها بیشتر در خانه است و پرستارش از او مراقبت می کند. چند ماه پیش او را به سوئیس منزل نوه اش بردیم و تصمیم داشتیم مدتی ایشان را انجا نگه داریم تا حال و روزشان کمی بهتر شود. اما ایشان برای برگشتن بی قراری می کرد و ما هم تصمیم به بازگشتشان گرفتیم. ایشان ایران و خاطراتی که اینجا دارد مخصوصا همین خانه که گوشه گوشه اش او را یاد پدرم می اندازد را بیشتر از سفر دوست دارد».

دکتر ریاحی دلیل جداشدن مادر از حرفه اش را این گونه بیان کرد: «چند سال پیش زمانی که پدر هنوز در قید حیات بود و خانم شهلا هم بازیگری می کردند عارضه ای برای مادر به وجود آمد که پدر آن را تا مدت ها برای کسی بازگو نکرد. بعد از آن آثاری از فراموشی بارز شد که ایشان به صلاح دید پدر تصمیم گرفتند با کارشان خداحافظی کنند».

شهلا ریاحی بهترین سرگرمی اش را حل جدول می داند و با اشاره به میز کنارش که انباشته از مجلات جدول است می گوید: «سر خودم را با همین جدول ها گرم می کنم و کیف می کنم (می خندد). گاهی هم تلویزیون می بینم اما جدول را بیشتر دوست دارم».
 


نام شهلا را همسرم انتخاب کرد

بانوی پیشکسوت سینمای ایران وقتی صحبتمان به اینجا رسید با یادی از خاطرات قدیمش توضیح داد: «ریاحی خودش دست مرا گرفت و به سینما برد. نام شهلا را هم خودش برایم انتخاب کرد. آن روزها هنرپیشه شدن برای یک زن کار چندان پسندیده ای نبود و من که یک دختر نوجوان بودم حتی از طرف خانواده ام هم تحت فشار قرار گرفتم طوری که آنها مدتی با من قطع رابطه کردند. اما وقتی دیدند که من هم خانواده ام را نگه داشتم و هم در کارم موفقم از موضعشان کوتاه آمدند. تمام سال هایی که من کار می کردم مرحوم ریاحی روی کارهایم نظارت می کرد و من به او اطمینان کامل داشتم که البته نتیجه اش را هم دیدم».
 


همه عیدهایم خاطره است

شهلا ریاحی تا زمانی که همسرش در قید حیات بود همه روزهایش را خاطره ساز می داند و می گوید: «بهترین خاطرات زندگی من از زمان آشنایی ام با همسرم آغاز شد و خاطراتمان تنها به عید و مناسبت های خاص خلاصه نشد».

وقتی سراغ دیگر اعضای خانواده شان را می گیرم دکتر ریاحی می گوید: «من و خواهرم پریچهر که سال هاست در خارج از کشور زندگی می کند تنها فرزندان خانم شهلا هستیم. من و همسرم و خواهرهای ایشان از معدود بستگانی هستیم که ایران زندگی می کنیم. البته سال ها پس از ازدواج مادر، مرحوم احمد قدکچیان هم با خواهر کوچک خانم شهلا ازدواج کرد و یک سینمایی دیگر به این خانواده اضافه شد. البته دیگر سخت گیری های قدیم وجود نداشت».

  

عروسی در دقیقه 90

سر میز شام، صحبت هایمان به خاطره عروسی دکتر ریاحی و همسرش رسید؛ داستانی جالب و شنیدنی و بسیار سرگرم کننده مانع شد که بفهمیم کی بشقابمان خالی شده. قصه از عروسی شروع شد که داشت به عقد شخص دیگری درمی آمد و دامادی که کمتر از یک هفته به کمک خانم شهلا همه چیز را رو به راه کرد و دخترخاله اش را به خانه بخت خودش برد. همان لحظه باخانم شهلا به سمت تابلوی خاطرات رفتیم و ایشان عکسی که شب عروسی پسرشان انداخته بودند را نشانم دادند. عکسی که بعد از آن متوجه شدم بانوی پیشکسوت سینما خود طراحی لباس هایش را برعهده داشت و خیاطی از آشنایان نزدیک ایده هایش را عملی می کرد.

   برای خواندن ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 tarikh  شنبه، 26 فروردين ماه، 1391 | modiran   نويسنده: mostafa | amar   بازديد: 7 |

post

کلابیها : :دانستن درباره چگونگی ورود ستاره​های سینما به حرفه بازیگری برای خیلی ها جالب و خواندنی است بویژه آنهایی که عشق سینما هستند!

بعضی استعدادهای سینمایی قبل از هرگونه عرض اندامی نیاز به دیده شدند دارند اما گاهی ستاره​ها به طور کاملا اتفاقی وارد عرصه سینما شده​اند.
«هدیه تهرانی» بازیگر محبوب و شناخته شده سینما درباره چگونگی ورودش به عرصه بازیگری اینچنین می گوید:​«در فروشگاه در حال قدم زدن بودم و می خواستم برای کارهای دکوراسیونم حصیر بخرم که سنگینی نگاه دو نفر را لابه​لای قفسه​ها روی خودم احساس کردم؛ ازیتا حاجیان و محمدرضا شریفی​نیا که آنها هم برای خرید به فروشگاه آمده بودند.
من در ابتدا به پیشنهاد حاجیان برای بازی جواب «نه» دادم اما حاجیان و شریفی​نیا شماره تماس مادرم را گرفتند و تماس شان با ما قطع نشد. رفتن به دفتر سینمایی هدایت فیلم و عکس «رضا رخشان» برای تست گریم کافی بود تا وارد حرفه بازیگری شوم.
من هم مانند خیلی​های دیگر با مسعود کیمیایی شروع کردم.
«سلطان» نخستین فیلمم با قرارداد 600 هزار تومانی بود.» مهناز افشار دیگر بازیگر محبوب زن سینمای ایران نیز درباره چگونگی ورودش به سینما می​گوید: «3سال پیش از ورود به سینما، در موسسه​ای غیرانتفاعی، کار تدوین را زیر نظر مجید میرفخرایی دنبال می کردم و همان جا«علی شاه حاتمی» را که برای کاری آمده بود، دیدم و هم برای فیلم «دوستان» او انتخاب شدم.
 

   برای خواندن ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 tarikh  شنبه، 26 فروردين ماه، 1391 | modiran   نويسنده: mostafa | amar   بازديد: 7 |

post

درست بعد از تمام شدن نوروز 91 و همزمان با جنجال بر سر فیلم های نوروزی، برخی رسانه ها اقدام به انتشار مطالبی از برخی بازیگران کردند. این بازیگران در گفته هایشان بعد از مدت ها عنوان کرده بودند، سینمای ایران گرفتار فساد است و دلیل کم کاری و دوری خودشان از سینما را اوضاع نابسامان سینمای ایران دانسته بودند.

این اتفاق درست زمانی افتاد که دو فیلم روی پرده به بدترین شکل ممکن بهترین فرصت اکران نوروزی را از دست داده بودند و فیلم های دیگر جشنواره هم که خیانت را محور اصلی خود قرار داده بودند، برای اکران نگران بودند. با توجه به اینکه سینمای ایران سال خوبی را پشت سر نگذاشته است و عنوان شدن چنین تهمت هایی را برنمی تابد، بهرام رادان که اهل حاشیه و ورود پیدا کردن به این مطالب نیست، تصمیم گرفت از خانواده سینما دفاع کند و بگوید که آنهایی که می گویند سینما فاسد است، سینما را رها کنند. در ادامه گفت و گوی خبرآنلاين را با او می خوانید.

 

نظرشما در جریان حرف و حدیث هایی که در خصوص فساد روزهای اخیر در برخی رسانه منتشر شده چیست؟ معتقدید سینمای ایران گرفتار فساد است؟

من تمام قد از شرافت و نجابت هم صنفان خودم در سینما دفاع می کنم. همه کسانی که در خصوص فساد در سینمای ایران اظهارنظر کرده اند، ربطی به سینما ندارند. فساد یعنی چه؟ من متوجه نمی شوم که چرا باید یک مسئله ای که در همه اقشار جامعه وجود دارد، به همه سینماگران تعمیم داده شود. مثل این است که ما بگوییم در ایران دزدی هست و بعد هم یکی بگوید همه مردم ایران دزد هستند.

 

پس این اظهارنظرها از کجا نشات می گیرد؟

فساد به معنی انجام دادن فعل حرام است. آقا و خانمی که اصلا در سینما نیستند و  در سینما کار هم نمی کنند، چرا باید با نشر اکاذیب به خانواده سینما تهمت بزنند؟ آقای کارگردانی که در تلویزیون است چطور می تواند در مورد این مسئله در سینما نظر بدهد؟ اصلا از کجا می داند که در سینما چه خبر است؟

 

پس چطور چنین حرف هایی رسانه ای شده؟ اصلا منظور چه فسادی است؟

ما انواع فساد داریم و باید مشخص شود که وقتی از فساد حرف می زنیم، منظورمان چه فسادی است. آقایان و خانم هایی که می گویند در سینمای ایران فساد هست، منظورشان چه نوع فسادی است؟ فساد مالی، یا کاری و یا...؟ باید مشخص بشود که از چه نوع فسادی حرف می زنیم و تازه چه کسی مصداق بارز فساد است. اگر مشخص شد آن وقت در مورد همان آدم حرف بزنیم و مثلا کار به دادگاه کشیده شود و قانون تعیین کننده باشد.

 

چه کسانی شایسته اظهارنظر کردن در این باره هستند؟

خانواده بی رمق سینما که حتی خانه اش را هم گرفته اند، به خصوص از نظر اقتصادی هم که سینمای ایران در حال نابودی است، دیگر نمی تواند چنین تهمت هایی را تحمل کند. من هیچ وقت وارد حواشی نمی شدم، اما احساس می کنم با مطرح شدن چنین حرف هایی از رسانه ها، به سینمای ایران ظلم شده است. این حرف ها را هم دو بازیگر خانم که یکی شان بازیگر دهه هفتاد بود و همان موقع در سینما حضور داشت و بعد از آن هم حضورش کم رنگ تر شد و یکی دیگر از بازیگران که اصلا ربطی به سینما ندارد و در سینما حضوری نداشته، عنوان کردند. چرا رسانه ها دنبال چنین افرادی می روند؟ اگر قرار است کسی درباره سینما حرف بزند، باید عزت الله انتظامی و خانم رخشان بین اعتمادو ... از این سینما بگویند. چرا کسی سراغ بزرگان سینما نمی رود؟ آنهایی که در این حوزه استاد هستند و می دانند ما چه سینمای نجیبی داریم.

 

فکر می کنید دلیل عنوان شدن چنین حرف هایی چه بوده؟ چرا بعضی از بازیگران به این مسئله ورود پیدا کردند؟

فکر می کنم این حرف ها برای دیده شدن، مطرح شد. آدم های کوچکی که می خواهند دیده بشوند حرف از فساد در سینما می زنند که توجه ها را به سمت خودشان جلب کنند. این کار هدف مشترک همه آدم های پشت خط مانده است و به همه کسانی که در حوزه سینما کار می کنند و موفق هستند حسادت می کنند. نمی توانند از نظر کاری بزرگ شوند و از این طریق می خواهند نگاه ها را به سمت خودشان جلب کنند. اگر یک آدم عادی و معمولی هم یک حرف عجیب و غریب بزند، همه توجه شان جلب می شود. مهم این است که ما بتوانیم با کار خودمان را بشناسیم. اگر هم کسی می گوید سینما فاسد است، آن را رها کند. یا اگر می خواهد در این سینما بماند و نیت خیری هم دارد، از راهش این مشکل را حل کند.

 

در حال حاضر چه کسی را موظف می دانید از سینماگران دفاع کند؟

در حال حاضر نمی دانم متولی سینما در این کشور کیست. آقایان سازمان سینمایی را به راه انداختند، اما ما دقیقا نمی دانیم این سازمان چه کار می کند. اما اگر در حال حاضر متولی سینما، سازمان سینمایی است، باید در مقابل این حرف ها از همه سینماگران دفاع کنند. کسانی که جلوی دوربین و پشت دوربین کار می کنند، برای این سینما زحمت کشیده اند تا به اینجا رسیده است. قرار نیست اشتباه یک یا چند نفر به همه کسانی که در این حوزه مشغول فعالیت هستند، تعمیم داده شود.

 

چرا این حرف ها پشت سر سینمایی هاست؟

این مشکلات در صنوف دیگر هم وجود دارد. این مسائل در همه اقشار جامعه هست و اجتناب ناپذیر است. هیچ کس نمی تواند ادعا کند که عاری از گناه است و به نظر من اتفاقا همان آقا و خانمی که چنین مسائلی را عنوان می کنند،گناه خودشان هزار برابر بدتر است. به خاطر همین هم جرات ندارند از کسانی که در سینما مرتکب اعمال فاسد شده اند، نام ببرند.

 

یعنی از کسانی که مسبب به وجود آمدن این حرف ها شده اند اسم برده شود؟

بله. من فکر می کنم این مشکل با صحبت کردن صریح حل می شود. نباید فرافکنی کنیم، اگر ما نیت حل کردن این مسائل را داریم نباید چنین جنجالی به راه بیندازیم. مطرح کردن این موضوع بی اخلاقی است که بعضی از دوستان ما در خبرگزاری ها و مجلات و روزنامه های زرد راه انداختند. با گفتن این حرف ها هیچ نتیجه ای هم نمی توان گرفت. برای اصلاح کردن مشکلات که نباید فرافکنی کرد. اگر کسی می تواند از شخصی که در این مورد گناهکار است، نام ببرد، فریاد بزند و بگوید.

 

فکر می کنید دید مردم با گفتن این حرف ها، نسبت به سینما، تغییر می کند؟

امیدوارم این اتفاق نیفتد. خانواده سینما یکی از نجیب ترین و باشرافت ترین صنف های موجود است و اگر مشکلی هم در این صنف وجود دارد، در همه جامعه است. همه دارند تلاش شان را در حوزه سینما می کنند. ما هم مثل اقشار دیگر جامعه کار می کنیم و اگر سینما را انتخاب کردیم برای این است که در این حوزه احساس توانایی کردیم. من بسیاری از سینماگران را دیدم که حتی در خیابان سیگار هم نمی کشند که مبادا جوان ها آن ها را سیگار به دست ببینند. با این حرف های بی ارزش فقط مردم را از سینما می ترسانیم و باعث می شویم اگر جوان شان توانایی و استعداد ورود به این حوزه را دارد، جلوی او را بگیرند. جوانی که ممکن است برای ایران در حوزه سینما افتخار آفرین باشد. مردم با خواندن تیتر و عنوان خیلی از مطالب در مورد آن ها نظر می دهند و خواندن همین مطالبی که در روز های اخیر منتشر شد، کافی است که دید آن ها نسبت به سینما تغییر کند. من برای این افراد که بی محابا چنین مطالبی بیان می کنند، متاسفم

   برای خواندن ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 tarikh  شنبه، 26 فروردين ماه، 1391 | modiran   نويسنده: mostafa | amar   بازديد: 9 |

post

کلابیها-عکس بوسیدن بازیگر سرشناس آمریکایی توسط محمد البرادعی به شدت مورد اهمیت شهروندان مصری قرار گرفته است.
 
مشکلات و موانع واقعی در برابر دولت جدید مصر قرار خواهد گرفت. این عبارتی بود که محمد البرادعی رییس سابق سازمان بین المللی انرژی اتمی و نامزد احتمالی انتخابات ریاست جمهوری مصر که چندی پیش از قصد خود برای نامزد شدن انصراف داد، آخرین مقاله خود را با آن آغاز کرد.این مقاله در روزنامه انگلیسی فایننشال تایمز منتشر شد و به گفته کارشناسان مسائل سیاسی مصر و جهان عرب، از اهمیت زیادی برخوردار بود زیرا پیش بینی های زیادی درباره آینده سیاسی مصر و وضعیت جاری در فرایند سیاسی این کشور در آن بیان شده بود. او حتی در این مقاله تصمیم خود برای انصراف از نامزد شدن را رسما اعلام کرد.

اما به رغم انتشار این مقاله مهم، شهروندان مصر بیشتر از آن به عکس بوسیدن آنجلینا جولیا بازیگر سرشناس سینماهای آمریکا توسط البرادعی اهمیت دادند و طی چند روز اخیر عکس آن در صفحات مختلف سایت های اجتماعی مانند فیس بوک و تویتر به طور گسترده پخش شده است.این عکس به جشنواره سینمایی برلین اختصاص دارد که در آن البرادعی به آنجلینا جولی تندیس داد و پس از اهدای این تندیس او را بوسید. آنجلینا جولی در این جشنواره به عنوان بهترین بازیگر که در فیلم سرزمین خون و عسل معرفی شد و لقب بهترین بازیگر سینما برای صلح را به خود اختصاص داد.

وألقى الدکتور البرادعى کلمة فی احتفالیة السینما من أجل السلام بمهرجان برلین، تناولت الربیع العربى أکد فیها أن ثقافة الخوف قد ذهبت بلا عودة.

   برای خواندن ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 tarikh  جمعه، 5 اسفند ماه، 1390 | modiran   نويسنده: mostafa | amar   بازديد: 29 |

post

چرا شرکت نکنم؟/ حرف‌های بنیامین در مورد جشنواره فجر و موسیقی پاپ

اس ام اس کده: اواسط دهه ۸۰ بود که نام بنیامین بهادری و آهنگ‌هایش در میان قشر‌های مختلف بر سر زبان‌ها افتاد. او به سرعت با آهنگ «دنیا دیگه مثل تو نداره» و «لکنت» به ستاره محبوب موسیقی پاپ بدل شد. بهانه گفت‌وگوی ما با او حضورش در بخش جنبی جشنواره فجر بود که ۲۸ بهمن‌ماه در برج میلاد صورت می‌گیرد.

از اولین حضورتان در جشنواره موسیقی فجر بگویید…
سال ۸۸ بود. در واقع اولین باری بود که به صورت رسمی روی صحنه می‌رفتم و کنسرت برگزار می‌کردم. دو سانس در یک شب بود. حدود سه سال از انتشار اولین آلبومم گذشته بود که این کنسرت برگزار شد. قبل از آن، فقط یک تک‌اجرا در جشنواره فرهنگی و هنری Middle East در سوئد داشتم.

نحوه انتخاب شما برای جشنواره موسیقی چگونه بود؟
ما، یعنی من و دیگر اعضای گروه، هم در تولید آلبوم و هم در اجرای کنسرت و حواشی دیگر فقط به بخش هنری و تالیفی می‌پردازیم. بخش‌های دیگر که جنبه حقوقی و تصمیم‌گیری راجع به حضور در جشنواره و مراسم‌های مختلف را دارد، از همان روز اول که کار ما شروع شد، بر عهده محسن رجب‌پور بوده است. در مورد شرکت در جشنواره هم ایشان با دلایل منطقی من را متقاعد کردند که در جشنواره شرکت کنیم و این تصمیم را با هم گرفتیم. گروه ما به کارشناسی او در این زمینه اعتماد کامل دارد.

سال ۸۸ اولین حضور شما در جشنواره به نوعی شروع برگزاری کنسرت‌هایتان هم بود و خیلی به معرفی شما کمک کرد. دلیل اصلی حضورتان در جشنواره امسال چه بود؟
چرا شرکت نکنیم.

آقای ریاحی، دبیر جشنواره، عقیده داشتند بهتر است برای موسیقی پاپ یک جشنواره جداگانه برپا شود تا بهترین‌های جشنواره موسیقی پاپ در جشنواره موسیقی فجر شرکت کنند…
به نظرم نباید خیلی نگران شرکت موسیقی پاپ در بخش رقابتی جشنواره باشیم؛ زیرا خود به خود برای موسیقی پاپ این اتفاق رقابتی می‌افتد. معتبرترین عناوین موسیقی پاپ در سطح جهان براساس تیتراژ و سطح مخاطب انتخاب می‌شود و البته در نظرسنجی‌های استاندارد، هنرمندانی که مخاطب بیشتری جذب کرده باشند، خود به خود جایزه‌های موسیقی پاپ را در دنیا به خود اختصاص می‌دهند.

مثلا چه جایزه‌ای؟
تمام جایزه‌های معتبر موسیقی پاپ. تا آنجا که من اطلاع دارم، کسانی که در بخش پاپ جایزه می‌گیرند، موفقیت‌شان تا مقدار زیادی بستگی به تیراژ و تعداد مخاطبان‌شان دارد. وقتی به شکل رسمی هم مسابقه برگزار نمی‌شود و نام کسی را به عنوان برنده انتخاب نمی‌کنند- حداقل در مورد موسیقی پاپ – مردم انتخاب‌کننده نهایی‌اند…

در واقع موسیقی پاپ در جشنواره به نوعی کاربرد جذب مخاطب عام را دارد و به تعبیری، « ویترین جشنواره» است. به نظر شما این سیاست در درازمدت به نفع موسیقی پاپ است یا به ضرر آن؟
در درازمدت ممکن است این شکل تغییر پیدا کند. دو بخش موسیقی پاپ و سنتی به هر دلیلی از هم جدا افتاده‌اند که به نظر من دلیلی بر این جدایی وجود ندارد. موسیقی پاپ می‌تواند خیلی جدی در جشنواره حضور داشته باشد و تندیس‌های مختلفی برای بخش‌های مختلف مثل شعر، تنظیم و… بگیرد؛ چون این بخش‌ها خیلی تخصصی شده و مردم به آن اهمیت می‌دهند. شما تیراژ آلبوم و دانلود و تماشاچی کلیپ یک آلبوم موفق موسیقی پاپ را حتی با پرفروش‌ترین فیلم‌ها مقایسه کنید؛ باز می‌بینید که موسیقی بسیار تاثیرگذارتر است. در کل دنیا، به همین شکل است. شما در اتومبیل موسیقی گوش می‌دهید، صبح از خواب بیدار می‌شوید موسیقی گوش می‌دهید و به عناوین مختلف موسیقی در زندگی‌تان جریان دارد.

البته در کل دنیا موسیقی با مشکلات ما مواجه نیست…
دست‌اندرکاران موسیقی، خودشان هم باور دارند که آنچه در بطن جامعه راجع به موسیقی پاپ اتفاق می‌افتد، با موضع‌گیری‌های رسمی‌شان فاصله دارد. همین که بخش جنبی جشنواره را برای جذب مخاطب به موسیقی پاپ اختصاص داده‌اند، خودش گویای این مطلب است. حالا شما می‌گویید «ویترین»، من می‌گویم عیبی ندارد، این ویترین خودش یک قدم روبه‌جلو است.

در کنسرت‌هایی که خارج از ایران برگزار کردید، عکس‌العمل مخاطب غیرایرانی با موسیقی شما چگونه بود؟
البته بهتر است راجع به اتفاقات خوبی که افتاده من صحبت نکنم، اما چون کسی نیستم که بگویم بروید بپرسید و نمی‌خواهم دنبال چیزی بفرستمتان که وجود ندارد یا سخت پیدا می‌شود، واقعیتش را می‌گویم… (خنده) همیشه می‌شنیدم که می‌گفتند تا به حال موسیقی ایرانی به این شکل برگزار نشده بود، یعنی با این حس و حال و هیجانی که در سالن وجود داشت… در سالن کیبسون آمفی‌تئاتر لس‌آنجلس که هفت هزار نفره است ما برنامه داشتیم. برگزارکننده کنسرت که آمریکایی بود به آقای رجب‌پور گفته بود در چند سال گذشته برنامه‌ای نداشتند که مخاطبان اینقدر شاد سالن را ترک کنند.

آیا بعد از آلبوم ۸۸ تا حالا درگیر تولید آلبوم جدیدتان بوده‌اید؟
بعد از آلبوم ۸۵ وقفه‌ای تا تولید آلبوم ۸۸ اتفاق افتاد. نیمی از تقصیر، گردن ما نبود. فضایی ایجاد شد که همه خیلی رادیکال به ما نگاه می‌کردند. به همین دلیل محسن رجب‌پور در آن برهه زمانی پیشنهاد داد چون حساسیت‌ روی اسم بنیامین زیاد شده بهتر است مدتی فعالیت نداشته باشیم و در واقع Back upهایمان را کامل کنیم. البته از جهتی فرصت خوبی برای تحقیق و مطالعه بود؛ چون مسایل پیش‌بینی نشده زیادی به عنوان یک ستاره آن زمان برای ما وجود داشت.

   برای خواندن ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 tarikh  چهارشنبه، 26 بهمن ماه، 1390 | modiran   نويسنده: mostafa | amar   بازديد: 20 |

post

از همان اول کار، وقتی مدیری سر قیمت فروش کارش با تلویزیون کنار نیامد و تصمیم گرفت سریالش را در سیستم توزیع سوپرمارکتی پخش کند، حاشیه‌های قهوه تلخ کلید خورد؛ یعنی …
«گروه تولید قهوه تلخ،‌ پخش شده‌اند. جمع کردن دوباره‌ گروه‌، کارخیلی سختی است»، «احتمالا خبر توقف سریال صحت دارد»، «مهران مدیری افسرده شده و شاید کار را ادامه ندهد»، « این سریال پروانه پخش ندارد»، «ساخت ادامه قهوه تلخ منتفی است». گفته‌های عوامل سریال و مسئولان وزارت ارشاد در این چند‌روز، چیزهایی شبیه به این است؛ حرف‌هایی که نشان می‌دهد سریال قهوه تلخ زودتر از موعد یخ کرده و از دهان افتاده؛ سریالی که شروعی داغ و طوفانی در تابستان ۸۹ داشت، حالا در زمستان ۹۰ پایانی سرد و تلخ دارد. چرا قهوه تلخ به چنین پایانی رسید؟«ما بعد از یک ماه برمی‌گردیم تا انرژی و فضای تازه‌ای را به سریال تزریق کنیم.» مهران مدیری تقریبا با چنین  استدلالی یک هفته قبل از آغاز رمضان، وقفه در قهوه تلخ را کلید زد؛ وقفه‌ای که از موارد قبلی طولانی‌تر شد و با توجه به افت محسوس فروش نسخه‌های آخر، قابل پیش‌بینی بود. بدین ترتیب مخاطبان پرو‌پا قرص قهوه تلخ با شنیدن حرف‌های مدیری، سری ۲۵ سریال را داخل دی‌وی‌دی‌پلیرها گذاشتند، سه قسمت ۷۳ تا ۷۵ را دیدند و آن‌‌وقت به‌استقبال سریال‌های «پر روح» رمضان رفتند.

بی‌قهوه روی پل
نهم شهریور، ما‌ه رمضان تمام شد اما خبری از قهوه تلخ نشد. درست یک ماه بعد، وزارت ارشاد خبر داد که سازندگان سریال باید برای سری جدید مجوز‌ بگیرند. بدقولی قهوه تلخی‌ها البته چیز تازه‌ای نبود. قبل از این هم حداقل دو بار در زمان سری چهارم و سری یازدهم چند روزی در توزیع سریال وقفه افتاده بود. اما این بار پای دو ماه وقفه در میان بود. نیمه مهر، پخش تصاویر بازیگران قهوه تلخ در ایستگاه متروی قیطریه تهران بمب خبری رسانه‌ها شد. فیلم‌برداری سری تازه شروع شده بود. یوسف صیادی، سپند امیرسلیمانی، سعید امیرسلیمانی، رامین ناصرنصیر، آرش نوذری، ‌مه‌لقا باقری و لادن سلیمانی به‌گروه اضافه شدند.
عوامل، لوکیشن «کاخ جهانگیرخان دولو» در «باغ برره» (واقع در خیابان بوسنی) را ترک کرده و به لوکیشنی در جمال‌آباد رفته بودند که تا چند ماه قبل سازندگان «ساختمان پزشکان» در آن فیلم‌برداری داشتند. لوکیشنی با سه آپارتمان که قرار بود میزبان آدم‌های تاریخی در تهران امروز باشد و شش‌ماهی برای ساخت آن، وقت و هزینه صرف شده بود. با این اخبار و حواشی، وقفه قهوه تلخ وارد سومین ماهش شد. در نیمه آذر خبر توقف فیلم‌برداری برای گرفتن مجوز تبلیغات و توزیع و نشر آن رسید. شنیده شد که در این مدت، حدود سه فصل از سریال فیلم‌برداری شده. مدیری هم به‌طرز غیرمنتظره‌ای سر از فیلم «پل چوبی» مهدی کرم‌پور درآورد.

قاچاق، با کیفیت آینه
«نسخه قاچاق قهوه تلخ هم رسید». درست یک ماه قبل، سر‌و‌کله تیراژ بالایی از دی‌وی‌دی‌های سری ۲۶ پیدا شد؛ آن هم با قیمت ۲۰۰۰ تومان یعنی ۵۰۰ تومان ارزان‌تر از نسخه‌های قبلی. با وجود درخواست‌های مدیری برای نخریدن این نسخه، دی‌وی‌دی‌های غیرقانونی راه ورود به پلیرها را خیلی سریع پیدا کردند. کیفیت بالا، تبلیغات متنوع (حتی تبلیغ جشنواره پاییزه سامسونگ) و از همه چشمگیرتر پروانه نمایش اول آن، نشان می‌داد که هر کس این کار را کرده، خیلی خوب کارش را بلد بوده. مسئولان وزارت ارشاد اعلام کردند که ماجرا را پیگیری می‌کنند اما این اتفاق عملا تیر خلاص به قهوه تلخ بود.

هیچ‌وقت این‌طوری نبود
بازار شایعات درباره سریال از سه سو داغ شد: از یک طرف شنیده می‌شد که برادران آقا‌گلیان بیشتر از سه ماه است که به‌عوامل دستمزد نداده‌اند و آنها راهی جز ترک پروژه نداشته‌اند. سحر زکریا این مسئله را تایید می‌کند: «مشکلات مالی باعث متوقف شدن کار شده وگرنه بچه‌ها اصلا کنار نرفتند. اولش، یعنی دو سه ماه پیش به ما گفته شد که کار متوقف شده و دیگر سر کار نرفتیم. یک ماه پیش هم گفتند که دیگر نیایید.» زکریا البته اطلاعات بیشتری ندارد، یا حداقل علاقه‌ای به گفتن‌شان ندارد! سعید پیردوست کمی صریح‌تر حرف می‌زند. او اواخر خرداد آخرین حقوقش را از تهیه‌کننده گرفته و چون قرار بوده شخصیت‌ها به زمان حال بیایند از آن به بعد دیگر در مجموعه بازی نداشته.
پیردوست که سابقه طولانی همکاری با برادران آقا‌گلیان را دارد، این وضع را بی‌سابقه می‌داند: «قرارداد بچه‌ها سر قضیه مالی فسخ شد. من خودم [با گذشت شش هفت ماه از آخرین دریافتی] هنوز با پروژه تسویه حساب کامل نکرده‌ام. ۱۲‌سال است که با اینها کار می‌کنم؛ بالا و پایین داشته‌اند ولی هیچ‌وقت در این شرایط قرار نمی‌گرفتند!» او معتقد است، مشکل اصلی به تهیه‌کننده برمی‌گردد: «اصولا اشکال کار در این است که تهیه‌کننده‌ها به‌شرایطی که دارند قانع نیستند. اگر به قراردادهای بچه‌ها پایبند بودند و اول آنها را تسویه می‌کردند و بعد می‌رفتند سراغ کار دیگری، به این مشکلات برنمی‌خوردند.»

پایان ناخوش
این از طرف اول! اما از طرف دیگر، شنیده شده چون این پروژه مثل «قلب یخی» قرارداد فصل‌به‌فصل مشخصی نداشته، به مرور مدیری، بازیگران و دیگر عوامل دستمزد خود را بالا برده و تهیه‌کننده را عاصی کرده‌اند. طرف سوم هم، ماجرای پیگیری سفت و سخت وزارت ارشاد و دستگاه قضایی بود که به پخش قاچاق سریال مشکوک شده بودند. این وسط دست آنهایی که برای قرعه‌کشی سه واحد آپارتمانی، با هزار امید و آرزو دی‌وی‌دی‌های قهوه تلخ را خریده بودند در حنا ماند. به‌این ترتیب دومین و البته مهم‌ترین سریال ویژه شبکه نمایش خانگی- که ظرف کمتر از یک‌سال ۲۵ سری رسمی آن به بازار آمد و خریداران برای هر مجموعه کاملش ۶۲۵۰۰ تومان خرج کردند- بدون پایان خوش تمام شد و در شرایطی که قرار بود در ۱۲۰ قسمت به‌صورت ۴۰ بسته ۳ تایی عرضه شود، در نیمه راه از دهان افتاد.

مگر می‌شود سود نکرده باشند؟!
ظاهرا طلبکاری عوامل قهوه تلخ از تهیه‌کنندگان– که کمترین رقمش هم مبلغ کوچکی نیست– آنها را خیلی محافظه‌کار کرده و باعث شده حاضر نباشند به این راحتی‌ها صحبت کنند و حقیقت ماجرا را بگویند. آنچه در ادامه می‌خوانید، حرف‌‌های یکی از عوامل سریال است که به‌خاطر نگرانی از وصول نشدن طلبش، نمی‌خواهد نامش فاش شود: «نزدیک یک ماه است که کار تعطیل شده. دقیق معلوم نیست که تا کی تعطیل می‌ماند ولی چیزی که مشخص و قطعی است این است که این‌ طرف سال وضع همچنان همین است. عوامل و بازیگران به‌شدت از این آقایان طلبکارند. حرف چند ماه طلبکاری ا‌ست! تا این تسویه نشود، دیگر کسی سر کار برنمی‌گردد.
متاسفانه دوستان قدر بازیگران را نمی‌دانند و بسیار هم بد برخورد می‌کنند. به ما گفتند که پول دستشان نیست و مجوز هم نیامده. وقتی هم که پول دستشان نیست، نمی‌توانند پول ما را بدهند و کار ادامه پیدا نمی‌کند. می‌گویند سود نکرده‌اند ولی طبق آمارهایی که موجود است، مگر می‌شود سود نکرده باشند؟! حتی می‌گویند ضرر هم کرده‌اند! ما نمی‌دانیم این ضرر از کجا می‌آید!
بعضی بازیگرهای سریال بیش از چهار برابر دیگران پول می‌گرفتند و ممکن نیست از پولشان گذشته باشند. تهیه‌کننده‌ها از یک‌ماه‌ مانده به توقف کار، دیگر سر لوکیشن نمی‌آمدند و باید با التماس آنها را می‌آوردیم. مهران مدیری هم افسرده شده. هم پولش را نداده‌اند، هم بد‌و‌بیراه مردم را می‌شنود، هم مجوزش‌ صادر نشده و…. خب همه اینها باعث افسردگی می‌شود دیگر! قراردادهایی که تمام عوامل برای این کار بستند، جزو‌ کمترین قراردادهای زندگی‌شان است چون کار را دوست داشتند. همه یک‌سوم آنچه را که باید می‌گرفتند، گرفته‌اند. حتی امسال و پارسال هم مثل دو سال قبل با تیم قرارداد بسته شد؛ بدون اضافه شدن حقوق.»

یک فنجان ناکام
از همان اول کار، وقتی مدیری سر قیمت فروش کارش با تلویزیون کنار نیامد و تصمیم گرفت سریالش را در سیستم توزیع سوپرمارکتی پخش کند، حاشیه‌های قهوه تلخ کلید خورد؛ یعنی کمی قبل از آغاز فیلم‌برداری! بعد از آن، هر‌چند‌وقت یک‌بار حرف‌و‌حدیث‌های مختلفی از پشت صحنه سریال اینجا و آنجا به‌گوش می‌رسید. این حرف‌ها را عوامل نفوذی همشهری جوان از اطراف و اکناف شنیده‌ و جمع‌ کرده‌اند و خب هیچ‌کدامشان طوری نبوده که گویندگان حاضر باشند مسئولیتش را با هویت مشخص به‌عهده بگیرند. ما هم که منتشرشان کنیم، از صحت و سقم‌شان مطمئن نیستیم. به‌قول قدیمی «بر‌عهده راوی!»  یکی از مهم‌ترینِ این حرف‌و‌حدیث‌ها به‌دستمزد بازیگران مربوط می‌شود؛ اینکه خانم‌های بازیگر چشم‌و‌همچشمی بیش‌ از اندازه‌ای برای دستمزدشان داشتند و مدام با هم در حال رقابت و البته چانه‌زنی بودند.
دستمزد بازیگران ذکور البته ظاهرا آنقدرها جای چشم‌و‌همچشمی نداشته. به‌طور واضح و مبرهنی انگار معلوم بوده اجرت کسی که زحمت خوردن قهوه به‌آن تلخی را بر خودش هموار می‌کند، با کسی که سبیل‌های از بناگوش در‌رفته‌ای دارد و مدام سرش را تکان می‌دهد، باید تفاوت‌ فاحشی داشته باشد. طرفین هم با دل‌خوش و خرم این اختلاف را پذیرفته و به آن گردن نهاده بودند.
کلاغ‌های خبرچین این‌طور روایت می‌کنند که جناب کارگردان برای خودش امپراتوری‌ای به‌راه انداخته و یکی از اتاق‌های ساختمان محل فیلم‌برداری با کلیه امکانات رفاهی برای استراحت آن جناب در نظر گرفته شده بود و احد‌الناسی هم اذن دخول به آن محفل خصوصی را نداشته.
بریز و بپاش‌های تهیه‌کننده‌ها در کنار جناب کارگردان هم یکی دیگر از آن شایعه‌هاست؛ اینکه الطاف ملوکانه‌ای داشتند و هر از چندی به تعدادی از عوامل- که لابد جزو خواص بوده‌اند- گوشی موبایل چند میلیونی یا لپ‌تاپ هدیه می‌دادند.
جدای از اینها، لیستی از مطالبات تسویه‌نشده- از بدهی‌ چند‌ده‌ میلیونی‌ به آشپز گرفته تا انواع و اقسام چک‌های پاس نشده اخوان تهیه‌کننده(!)-یکی دیگر از دلایل به زمین گرم خوردن لیوان قهوه از طرف نفوذی‌های پشت صحنه ذکر شده.

   برای خواندن ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 tarikh  چهارشنبه، 26 بهمن ماه، 1390 | modiran   نويسنده: mostafa | amar   بازديد: 29 |

post

 

بازیگر مجموعه 'شیدایی' تاکید کرد این سریال آنقدر که می‌گویند پر استرس و پرتنش نبود و اگر بخواهیم اینطور نگاه و برخورد کنیم و صرفا دروغ بگوییم، چطور می‌توانیم به جنگ ماهواره برویم؟!

به گزارش کلابیها ، مجموعه "شیدایی" به مدت یک ماه از شبکه سوم سیما به روی آنتن رفت. سریالی که امیر جعفری ایفای یکی از نقش‌های اصلی آن را برعهده داشت و گرچه پیش از این ایفای نقشی خاکستری در "زیر هشت" را از او شاهد بودیم، اما متن این سریال و قابلیت‌های بازیگری او به خلق شخصیت تازه‌ای انجامید که در عین منفور بودن دوست داشتنی و قابل لمس می‌شود....

 

   برای خواندن ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 tarikh  جمعه، 7 بهمن ماه، 1390 | modiran   نويسنده: mostafa | amar   بازديد: 34 |

post

 

اعلام نامزدهای نهایی هشتادوچهارمین دوره جوایز اسكار با واكنش جالب و متفاوت سینماگران سرشناس دنیا همراه بود.
 «تام شراك»، رئیس آكادمی اسكار به همراه «جنیفر لاورنس»، بازیگر سرشناس هالیوود سه شنبه شب فهرست نامزدهای نهایی جوایز اسكار 2012 را درحالی اعلام كردند كه فیلم «هیوگو» ساخته مارتین اسكورسیزی در 11 بخش نامزد دریافت جایزه شده است....

 

   برای خواندن ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 tarikh  جمعه، 7 بهمن ماه، 1390 | modiran   نويسنده: mostafa | amar   بازديد: 34 |

post

 

کلابیها به نقل از فار سیما:  سوژه عکس این هفته را به محمدرضا گلزار بازیگر محبوب سینمای کشور و سفرش برای دیدن مسابقات بدنسازی در دوبی اختصاص می دهیم....

 

   برای خواندن ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 tarikh  جمعه، 7 بهمن ماه، 1390 | modiran   نويسنده: mostafa | amar   بازديد: 33 |

post

 

کلابیها: دربارهٔ اقدام موهن گلشیفته فراهانی با خانم مرضیه برومند بازیگر و کارگردان سینما گفتگو کردیم و نظر او را جویا شدیم.

برومند نظر خود را اینگونه بیان کرد:..

 

   برای خواندن ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 tarikh  چهارشنبه، 5 بهمن ماه، 1390 | modiran   نويسنده: mostafa | amar   بازديد: 28 |

post

 

حذف عکسهای برهنه و مستهجن گلشیفته از روی سایت “فیگارو”

 

سایت فیگارو با انتشار عکس ها عریان از گلشیفته فراهانی موج انتقادی بسیاری را در کشورمان و حتی کشور های غربی نسبت به این عمل بازیگر ایرانی به راه انداخت....

 

   برای خواندن ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 tarikh  سه شنبه، 4 بهمن ماه، 1390 | modiran   نويسنده: mostafa | amar   بازديد: 31 |

post

 

یک حادثه دردناک در صحنه فیلمبرداری فیلم " تام رایدر" باعث شد که مفصل آرنج او دچار آسیب دیدگی شدید شود .

به گزارش کلابیها، این ستاره ۳۶ ساله اخیرا" فاش کرد که یک حادثه دردناک در صحنه فیلمبرداری فیلم " تام رایدر" باعث شد که مفصل آرنج او دچار آسیب دیدگی شدید شود و پزشکان هرگز نتوانستند آرنج آسیب دیده این بازیگر مشهور هالیوود را کاملا" درمان کنند...

 

   برای خواندن ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 tarikh  دوشنبه، 3 بهمن ماه، 1390 | modiran   نويسنده: mostafa | amar   بازديد: 16 |

post

 

رفتار گلشیفته مرا شوکه کرد!

کلابیها: زهره حمیدی، بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون در خصوص عملکرد اخیر گلشیفته فراهانی گفت: ...

 

   برای خواندن ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 tarikh  دوشنبه، 3 بهمن ماه، 1390 | modiran   نويسنده: mostafa | amar   بازديد: 24 |